تبليغاتX
تالار شیشه ای قلب های شفاف





















تالار شیشه ای قلب های شفاف

مجنونم و دل زده از لیلیا خیلی دلم گرفته از خیلیا...

چه مغرورانه اشک ریختیم چه مغرورانه سکوت کردیم چه مغرورانه التماس کردیم و چه مغرورانه از هم گریختیم.غرور هدیه ی شیطان بود و عشق هدیه ی خدا.هدیه ی شیطان را به هم تقدیم کردیم و هدیه ی خدا را از هم پنهان.

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

سالی که گذشت کلا برای من سال خوبی نبود چون از هر زاویه ای که نگاه می کنم هیچ نقطه ی مثبتی توش نمیبینم!احتمالا خدا می خواد سال جدید جبران کنه.هیچ اشکالی نداره هرچه از دوست رسد نیکوست...و من چرت و پرت زیاد می گویم.

 

ای کاش این بهاری که می گویند بی خبر می امد شاید انوقت ز شوقش همه گل می دادیم!!!

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

بر صندلي چوبي نشسته بود و ژاكتي پشمي به تن داشت و چاي مي نوشيد بي خيال.فنجان چاي اما از خاطره پر بود و انگار حكايت مي كرد از مزرعه ي چاي و دختر چايكار و حكايت مي كرد از لبخندش كه چه نمكين بود و چشمهايش كه چه برقي مي زد و دستهيش كه چه خسته بود و دامنش كه چقدر گل داشت.چاي خوش طعم بود پس حتما ان دخترك چايكار عاشق بوده و انكه عاشق است دلشوره دارد و انكه دلشوره دارد دعا مي كند و انكه دعا ميكند حتما خدايي دارد.پس دختر چايكار خدايي دارد.

ژاكت پشمي گرم بود و او ازگرماي ژاكت تا گرماي اغل رفت و تا گوسفندان و تا ان كوه بلند و ان روستاي دور و ان چوپان كه هر گرگ و ميش و هر خروس خوان راهي مي شد و تنها بود و چشم مي دوخت به دوردستها و ني مي زد و سوز دل داشت.و انكه سوز دل دارد و ني مي زند و چشم مي دوزد و تنهاست حتما عاشق است و انكه عاشق است دعا مي كند و انكه دعا مي كند حتما خدايي دارد پس چوپان خدايي داشت.

دست بر دسته ي صندلي اش گذاشت.دست بر حافظه چوب و چوب نجار را به ياد اورد و نجار درخت را و درخت دهقان  بود و دهقان همان بود كه سالهاي سال نهال كوچك را اب داد و كود داد و هرس كرد و پيوند زد.و دل به هر جوانه بست و دل به هر برگ كوچك.و انكه مي كارد و دلل مي بندد و پيوند مي زند اميدوار است و انكه اميد دارد حتما عاشق است و ان كه عاشق است دعا مي كند و انكه دعا مي كند حتما خدايي دارد.پس دهقان خدايي داشت.

و او كه بر صندلي چوبي نشسته بود و ژاكتي به تن داشت و چاي مي نوشيد با خود گفت:حال كه دختر چايكار وچوپان جوان و دهقان پير خدايي دارند پس براي من هم خدايي است.و چه لحظه اي بود ان لحظه كه دانست از صندلي چوبي و ژاكت پشمي و فنجان چاي هم راهي به خدا است!

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

اسمت تو خاطر من توی دل من دیگه جایی نداره این و بدون مطمئنم دیگه حرفات من و به رحم نمی یاره..

هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره...

 

پ.ن:هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

بي بهانه سلام

هر روز تولذ توست هر وقت برگي مي افتد مرغي بال باز مي كند غنچه ي سپيد شقايقي عاشق عكسش را در اب بركه اي زلال مي بيند و خود را نمي شناسد هروقت اسمان بغض مي كند باران گلوي شمعدانيهاي صورتي را كه كم كم رنگ مي بازند به هواي امدن تو تازه مي كند و هر وقت مي ايي و دلم مي خواهد بماني مي روي...زيباي من اي تنها دليل رد كردن هر دليل و اي تنها بهانه ي اوردن هر بهانه ديوانه ي برق نگاه نخست توام با يك جور بي تابي از نوع بي بازگشتش.دلم تنگ است براي خودت تولدت سرزنشت.من كلبه ي خوشبختي تورا روزي با گلهاي شوقم فرش خواهم كرد و برايت سايباني از جنس پناه پروردگار خواهم ساخت و قشتگترين لحظه هايم را به پاي ساده ترين دقايقت خواهم ريخت تا بداني كه من عاشق ترين پروانه ات بودم مجنون ترين ديوانه ات هستم و چه بخواهي چه نخواهي در خانه ات خواهم ماند .

محض خاطر تولدت از ان جواب هايي برايم بنويس كه جادو ميكند.....

 

                                                                                                   "لمس بودنت مبارك"

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

من تصور مي كنم تا وقتي براي قرباني شدن اماده نيستي به زبان اوردن فدايت شوم افزودن دروغي محض به باقي دروغ هاييست كه تا به حال به همديگر گفته ام.ميم اخر دوستت دارم اگر تا اسمان هفتم امتداد نيابد در ساقه هايش به راحتي مي شود اثري از ترديد يافت ريشه ي دوستت دارم بايد در تقدس ابرهايي باشد كه هنوز به روي هيچ گلبرگي نباريده اند و گونه ي هيچ گل سرخي را به ياد شكوفايي نينداخته اند.تالار شيشه اي قلب هاي شفاف غرق سمفوني هاي نانوشته ايست كه كسي تا به حال پيش درامد انها را هم كشف نكرده.....

من اينگونه ام دختركي كه با سبدي از جنس تجربه در جنگل زندگي گام مي نهد و تمشك هاي شوق و حسرت را با خارهاي تيزشان مي چيند تا مبادا كساني كه دوستشان دارد پس از او به هواي چيدن تمشك گرفتار خارهاي تيز تقدير شوند اما دخترك خوب ميداند چه كسي را مي شود دوست داشت و واي بر روزگاري كه سقف اعتماد دخترك را سنگ حادثه ي يك بي وفايي بر سر روياهاي كالش اوار كند براي انكه اول ببازي و سپس بسازي فرصت نيست تنها براي شناختن و ساختن اندك فرصتي باقيست ميان فراق و  اشتياق بايد يكي را برگزيد....

 

ج.و:درست انتخاب كنيد.

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

تولدم مبارک.............

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

خاطرم نیست که تو از بارانی یا که از نسل نسیم هرچه هستی گذرا نیست هوایت بویت فقط اهسته بگو: به دلم می مانی...

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

يه روزي قدرمو مي دوني كه ديره روزي كه كسي سراغت نمي گيره

       يه روزي مي دوني من كي و چي بودم روزي كه از نبودنم غصه ات ميگيره

باشه خوبم از كنارت ساده ميرم با وجود اينكه ميدونم ميميرم به خدا قدرمو

      ميدوني يه روز روزي كه از تو جدا مي شه مسيرم قدرمو مي دوني يه روز

يادم مييفتي شب و روز صدام تو گوشت مي پيچه مثله يه اه سينه سوز

      حسرت يك لحظه نگام دلتنگ ميشي بدجور برام اون روزا دور نيست به خدا

حتي به خوابت نمي ياد يه روزي قدرمو مي دوني كه ديره اسم من از توي

      لحظه هات نميره ديگه نيستن اون شباي پر ستاره وقتي كه دلت بهونمو ميگيره

اما اون روزا خدا كنه نباشن نشنوم از رفتن من غصه داري من مي بينم اون

      شبايي رو كه ديگه واسه گريه شونه هامو كم مي ياري قدرمو مي دوني يه.......

 

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک

                                                   چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

مژده بده مژده بده يار پسنديد مرا

                                           سايه ي او گشتم و او برد به خورشيد مرا

جان دل و ديده منم گريه ي خنديده منم

                                               يار پسنديده منم يار پسنديد مرا

كعبه منم قبله منم سوي من اريد نماز

                                              كان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا

پرتو ديدار خوشش تافته در ديده ي من

                                               اينه در اينه شد ديدمش و ديد مرا

چون سر زلفش نكشم سر ز هواي رخ او

                                              باش كه صد صبح دمد زين شب اميد مرا

پرتو بي پيرهنم جان رها كرده تنم

                                              تا نشوم سايه ي خود باز نبيند مرا

                                        

                                          

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

و كسي گفت بهار است و من با شبنم روي گلبرگ هاي ياس نوشتم كاش اين بهاري كه همه ميگويند بي خبر مي امد شايد انوقت ز شوقش همه گل ميداديم.

 

                                        سال نو مبارك

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

به تماشا سوگند و به اغاز كلام و به پرواز كبوتر از ذهن واژه اي در قفس است.حرفايم مثله يك تكه چمن روشن بود.من به انان گفتم:افتابي شب درگاه شماست كه اگردر بگشايد به رفتار شما مي تابد و به انان گفتم سنگ ارايش كوهستان نيست همچنان كه فلز زيوري نيست به اندام كلنگ در كف دست زمين گوهر نا پيدايي است كه رسولان همه از تابش ان خيره شدند پي گوهر باشيد لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد و من انان را به صداي قدم پيك بشارت دادم و به نزديكي روز و به افزايش رنگ  به طنين گل سرخ پشت پرچين سخن هاي درشت و به انان گفتم هركه در حافظهي چوب ببيند باغي صورتش در وزش بيشه ي شور ابدي خواهد ماند هركه با مرغ هوا دوست شود خوابش ارام ترين خواب جهان خواهد بود انكه نور از سر انگشتانزمان بر چيند مي گشايد گره پنجره ها را با اه.

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |

لا لا لا دونه هاي سرخ گيلاس چه چشمايي داري تو رنگ الماس

لا لا لا عاشقونه زير بارون به ياد زلفاي بي تاب مجنون

 

لا لا لا عاشقاي خيس گريه دروغي خنده و راستي گلايه

لا لا لا عاشقي از بي حواسي جاي مهر و محبت نا سپاسي

 

لا لا لا رفتناي تا هميشه تموم شد قصه ي فرهاد و تيشه

لا لا لا قايق و دريا و پارو يه تخت راحت از چوباي گردو

 

لا لا لا خواباي اروم و رنگي كنار بوته هاي توت فرنگي

لا لا لا روياهاي پرتقالي هزارتا ارزو اما خيالي

 

لا لا لا با تو بودن تا قيامت نگو نه خوندم از چشمات ندامت

لا لا لا خواب من اشفته تر شد تو رفتي و دل من در به در شد

 

لا لا لا خواب بدون تو حرومه ديگه كار من و قلبم تمومه

لا لا لا بي وفا چشمامو تر كرد يه بار موند و هزار بارم سفر كرد

 

لا لا لا موقع رفتن به من گفت واسه برگشتنش كلي خبر كرد

لا لا لا خوش باشي روياي نازم ديگه نيستم واست شعري بسازم

 

فداي اون چشاي بي وفات شم ديگه رفتم كه راس راسي فدات شم

لا لا لا شمع و شمعدون و شكايت مي ميرم من واست تا بي نهايت

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط M.J | |